خودسازی و جامعه‌سازی در برنامه فعالیت‌های جوان مسلمان
62 بازدید
ناشر: موسسه خدمات مشاوره‌ای آستان قدس رضوی
نقش: نویسنده
شابک: 978-600-299-022-8
سال نشر: 1391
تعداد جلد : 1
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
شماره چاپ : 1
زبان : فارسی
معمولاً هرگاه کلمه «خودسازی» گفته می‌شود، عبادت، تربیت اخلاقی و افزایش تقوا و ایمان و معنویت، به ذهن‌ها خطور می‌کند و این مفهومِ سرشار و گسترده، به ابعاد فردی معنا می‌شود. اما بی‌تردید خودسازیِ فردی و اخلاقی، تنها یکی از مصادیق مفهوم عام خودسازی است و نباید این مفهوم غنی و عام را در حصار آن محدود کنیم. اینکه خودسازی و تربیت جامع چه مؤلفه‌هایی دارد، همچنان موضوعی شایستۀ بررسی است. برای کشف ابعاد رشد می‌توان به شخصیت‌های موفق و الگوهای ممتاز نگاه کرد و با تجزیۀ شخصیت آنان، زمینه‌های مختلف رشد را کشف کرد. در این اثر، به بُعد فردی و اجتماعی توجه کرده‌ و بر رشد موازی و هماهنگ این دو بُعد برای خودسازی جامع، تأکید کرده‌ایم. برخی به ترکیب رایج «علم و تقوا» به‌عنوان دو بال پرواز انسان مؤمن استناد کرده و تمام برخورداری‌های انسانی آرمانی را در این دو کلمه خلاصه کرده‌اند. این کلیشه، با وجود شهرت فراوان، گویا نیست و به بسط و تشریح بیشتری نیاز دارد. البته اگر در مفهوم علم و تقوا توسعه لازم داده شود، عمده مطلوبیت‌های انسان آرمانی رشید عرضه شده است. کسانی دیگر، الگوی سه‌گانۀ «تحصیل و تهذیب و ورزش» را به‌عنوان اصلی‌ترین مطلوبیت‌های تربیتی پیشنهاد کرده‌اند. «علم و تقوا و بصیرت» نیز مدل سه‌ضلعی معروفی است که آن را با نظر به نیازمندی‌های جامعۀ اسلامی و لزوم حضور آگاهانه در صحنۀ اجتماعی پدید آورده‌اند. چه‌بسا از ترکیب این دو مدل، بتوانیم به الگوی چهارضلعی مطلوب‌تری دست یابیم که در آن، به ابعاد فردی (معرفتی، روحی، جسمی) و اجتماعی توأمان نظر شده باشد: «تحصیل، تهذیب، ورزش و کسب بصیرت.» ناگفته نماند که در این الگوی چهارضلعی، کلیدواژۀ بصیرت به شناخت عمیق حوادث اجتماعی اشاره می‌کند؛ اما در بیان عمل و اقدام اجتماعی مناسب که از ویژگی‌های اصلی جوان مطلوب است، نارسا است. کسانی دیگر، تمام این ویژگی‌ها را بر چهار محور «عقاید، اخلاق، احکام و آداب» سامان بخشیده‌اند. دیگرانی به پیروی از ادبیات قرآنی از دو کلیدواژۀ «ایمان و عمل صالح» استفاده کرده و خواسته‌اند سایر ویژگی‌ها را از این دو صفت استخراج کنند. همچنین می‌توانیم مطابق سامان کتب اخلاقی، برخورداری‌های انسان رشیدِ مطلوب را برحسب انواع روابط او به «فضایلِ اخلاق فردی، اجتماعی و بندگی» تقسیم کنیم. مدل دیگر، مدل شش‌ضلعیِ ابعاد رشد است که مشتمل بر «رشدِ علمی، اخلاقی، اجتماعی، هنری، جسمی و حرفه‌ای» است. در این مدل، پنج بعد اول، میان همۀ انسان‌ها مشترک است و رشد حرفه‌ای، به‌حسب نوع فعالیت صنفی که انسان انتخاب کرده است، با دیگران تفاوت دارد. نظام‌نامۀ تربیتی جامعة المصطفی العالمیه ابعاد تربیت را به یازده ساحت رسانده و به‌صورت تفصیلی دربارۀ هریک سخن گفته است. مشاهدۀ تنوع این الگوها به ما امکان می‌دهد تا با دقت نظر بیشتر و حضور ذهن کافی به مهندسی ابعاد شخصیتی جوان مطلوب بپردازیم. اما اکنون بدون تلاش برای جمع‌بندی این مدل‌ها و اظهارنظر دربارۀ آن، بر جامعیت فردی و اجتماعی انسان مؤمن تأکید می‌کنیم و دربارۀ نسبت میان خودسازی و جامعه‌سازی تأمل می‌کنیم. در این بحث، خودسازی را به‌معنای تلاش برای افزایش‌ ظرفیت‌ها و شکوفاسازی استعدادهای خود، به کار برده‌ایم و ابعاد مختلف آن محفوظ مانده است. به این اصطلاح، افزایش مهارت، تجربه، دانش، معنویت و همچنین به‌دست‌آوردن بصیرت اجتماعی و تخصص حرفه‌ای و سلامت جسمی، همه مصداق خودسازی است. دستورالعمل خودسازی که از حضرت امام به یادگار مانده است، در مقایسه با بسیاری از دستورالعمل‌هایی که از بزرگان اهل معرفت در اختیار ما است، این ویژگی را دارد که به خودسازی به‌صورت عام توجه کرده و ابعاد فردی و اجتماعی را باهم درنظر گرفته است. این دستورالعمل علاوه بر عبادت و تقوا، به ورزش، کسب آگاهی‌های سیاسی و امور دیگر نیز توصیه کرده است. «جامعه‌سازی» را نیز به‌معنایی معادل معنای «فعالیت فرهنگی» به کار می‌بریم. مراد از فعالیت فرهنگی، هر کاری است که با استفاده از نیروی موجود و توانمندی بالفعل فرد، با ‌هدف رشد دیگران و ارائة خدمات فرهنگی به آنان صورت می‌گیرد. فعالیت فرهنگی فعالیتی است که در آن، انسان از ظرفیت‌های خودش به‌نفع دیگران استفاده کرده و به آنان نوعی خدمت‌رسانی فرهنگی می‌کند. طرح بحث پرسشی مهم و نسبتاً فراگیر در بین مربیان، فعالان فرهنگی و کسانی‌که بخشی از سرمایۀ جوانی و توان خود را خرج ارتقای تربیتی جامعه می‌کنند، این است که حد و مرز بایستۀ این فعالیت‌ها کجا است و ما تا چه ‌مقدار به این فعالیت‌ها موظف هستیم؟ این چالش معمولاً این‌گونه بیان می‌شود که ما می‌توانیم به‌جای اینکه از ظرفیت خودمان برای خدمت به دیگران استفاده کنیم، برای به‌‌فعلیت‌رساندن استعدادهای خود تلاش کنیم و دانش و توان و تجربه و آگاهی خود را افزایش دهیم. دراین‌میان، نوعی احساس تضاد وجود دارد. وقتی انسان برای رشد خود اقدام می‌کند، از خدمات اجتماعی محروم می‌شود و وقتی مشغول خدمات اجتماعی و فرهنگی می‌شود، گویا احساس می‌کند از رشد خود باز مانده و گرفتار رکود و سکون شده است. جوان شیعه که علاقه دارد برنامۀ زندگی‌اش مطابق رضای امام‌زمان باشد، باید در این موضوع به الگویی رضایت‌بخش و کامل دست یابد. به‌بیان دیگر، نسبتِ بین فعالیت‌های فردی و فعالیت‌های اجتماعی چیست و چگونه سرمایۀ زمان و توان خود را میان این دو توزیع کنیم تا کمال مطلوب را به دست آوریم و شخصیتی متناسب و متوازن، نه کاریکاتوری و مُعوج داشته باشیم؟ این بحث را به‌هدف بررسی تفصیلی این موضوع و یافتن سامان روشنی در مدیریت این دو بعد، فراهم آورده‌ایم. ما در این بحث ابتدا دربارۀ ضرورت توجه به جامعه‌سازی سخن می‌گوییم و سپس الگوی جمع میان خودسازی و جامعه‌سازی در برنامۀ فعالیت‌های انسان مسلمان را پیشنهاد می‌کنیم.